اختلالات دو قطبي:

- اختلالات دو قطبي   (افسردگي – مانيا

- اختلالات دو قطبي  (افسردگي – هيپومانيا) 

- اختلال خلقي با گردش سريع

- ماني جواني

اختلال خلق ادواري

رفتارهاي مهار نشده (قمار بازي)

ولخرجي (سفرهاي تكانه اي)

ملاكهاي تشخيصي مانيا

A-خلق غير طبيعي و مستمراً بالا يا تحريك پذير حداقل به مدت يك هفته

B-در طي دوره اختلال خلق حداقل 3 تا از علائم زير وجود داشته باشد:

-  خود بزرگ بيني

- كاهش نياز به خواب

- حراف تر از معمول

-پرش افكار

-پريشاني حواس

-افزايش رفتار هدفدار

-درگيري مفرط با فعاليتهاي لذت بخش

C- علائم شامل يك دوره مركب نباشد.

-D تخريب كاركرد در يكي از زمينه هاي مهم اجتماعي –شغلي

E- علائم به علت آثار مستقيم فيزيولوژيك مصرف مواد و وضعيت كلي طبي نباشد.

همه گير شناسي:  سن شروع اختلال دو قطبي Ι (با ميانگين 30 سال) زودتر از افسردگي اساسي (حدود 40 سال)است.

شيوع اختلال دو قطبي  Ι  حدود 1 درصد  براي طول عمر (افسردگي 15 درصد)

سيرو پيش آگهي:

- دوره هاي مانيا بدون درمان 6-3 ماه طول مي كشد و 10درصد احتمال عود دارند.

-45درصد بيماران مانيا عود دارند.

- 90-80 درصد بيماران مانيا يك دوره كامل افسردگي را تجربه مي كنند.

- 15 درصد بيماران مانيا بهبودي كامل دارند.

- 60-50 درصد بيماران مانيا بهبودي نسبي دارند (عود متعدد با كاركرد خوب بين حملات)

 

اتيولوژي اختلال دوقطبي

 1- بيولوژيك:

-نوروشيميايي: افزايش فعاليت آمين هاي بيوژنيك (سروتونين- نوراپي نفرين- دوپامين)

- هورموني: كاهش كاركرد ايمني

- خواب

- ژنتيك: سابقه دو قطبي  Ι در  يكي از والدين 25 درصد

هر دو والدين  75-50 درصد

 يكي از دو قلوهاي دو تخمكي   25-5 درصد

يكي از دو قلوهاي يك تخمكي   90-33 درصد

وجود ماركرهايي در كروموزمهاي 5-11-X

2-رواني –اجتماعي:

- سایکوآنالیتک: فقدان فرد محبوب-   احساس طرد شدن - ماني دفاعي در برابر افسردگي پنهان

- شناختی: در قطب افسردگي مطرح مي شود.

- سایکودینامیک: احساس بي ارزشي و بي كفايتي( واكنش سازي فرافكني) -   هذيانهاي بزرگ منشي

درمان مانيا

1-ليتيوم

2-ضد تشنج (كاربامازپين- والپرات- كلونازپام)

3- آنتاگونيست كلسيم

ليتيوم:

* درمان مانياي حاد

*درمان نگهدارنده

* سطح سمي

انديكاسيون: اختلال دو قطبي Ι – اختلال اسكيزوافكتيو- اختلال افسردگي اساسي- پرخاشگري

عوارض:ناراحتي معده – افزايش وزن- لرزش- احساس خستگي- اختلال شناختي خفيف- علائم معده اي-روده اي (تهوع، استفراغ، اسهال، كاهش اشتها)- لكوسيتوز

مراقبت:

1-قبل از تجويز لیتیوم  لازم است آزمونهاي كار تيروئيد- CBC - الكتروليت سرم - کار كليه انجام شود (احتمال مسموميت)

2-به بيمار و خانواده وي آموزش دهيد اثر ضد مانياي لیتیوم 14-10 روز بعد مشخص مي گردد.

3-حداقل هفته اي 2 بار ليتيوم سرم را چك كنيد.

4-براي اندازه گيري سطح خوني لیتیوم 12-8 ساعت پس از آخرين دوز دارو(شب قبل) نمونه خون گرفته شود.

5-براي كنترل عوارض گوارشي دارو را بصورت منقسم تجويز نمائيد.

6- براي كنترل عوارض گوارشي دوز دارو را با غذا تجويز نماييد.

7-در صورت افزایش وزن كم خوردن را براي كنترل وزن توصيه كنيد.

8- در صورت افزایش وزن افزايش فعاليت را براي كنترل وزن توصيه كنيد.

9-در صورتي كه داروهاي ديگري مثل ديورتيك مصرف مي نماييد پزشك را مطلع نماييد.

10-آموزش كافي به بيمار و خانواده وي در مورد علائم مسموميت دارو داده شود تا در صورت بروز آنها دارو را hold نمايد چرا كه مسموميت با  لیتیوم فوريت طبي است (چون آسيب عصبي دائمي و يا مرگ را به دنبال عدم درمان سبب مي شود)

11-رژيم پر نمك و مايعات فراوان را توصيه نماييد.

علائم اوليه مسموميت: لرزش-آتاكسي

علائم بعدي مسموميت: اختلال هوشياري-فاسيكولاسيون عضلاني-ميوكلونوس-تشنج-اغماء

درمان مسموميت:

1-قطع ليتيوم

2-اصلاح كم آبي

 3-شستشوي معده جهت تخليه آخرين دوز

4-همودياليز در موارد شديد

درمان مانيا:

الف-دارو درماني:

1-ليتيوم

2- ضد تشنج ها (كاربامازپين-والپرات سديم-كلونازپام) 

3- آنتاگونيست كلسيم

ب-روان شناختي:

رفتاردرماني: كنترل رفتارهاي تكانشي از طريق تقويت و اقتصاد ژتوني

خانواده درماني:اصلاح تعاملات معيوب درخانواده به دليل رفتارهاي تكانشي بيمار (وجود سابقه فاميلي + محتمل است)

محافظت از بيماران و سايرين (مهار فيزيكي)

ج-ECT : در صورت محدوديت در درمان دارويي، شكست در دارو درماني، علائم حاد يا شديد كه مي تواند تهديدي براي خود يا ديگران باشد.

داروهاي ضد تشنج در موارد زير بكار مي رود:

1- پاسخ ناكافي پس از حداقل 4 هفته درمان

2- عدم تحمل داروهاي ضد جنون يا ليتيوم

3- تغيير سريع در علائم

4- اختلال در الكترو آنسفالوگرام

5- ضربه مغزي

كاربرد ليتيم

 1- فاز مانيا

علائم خفيف :    لیتیوم + بنزوديازپين

علائم شديد:     لیتیوم + آنتي سايكوتيك +بنزوديازپين

2-فاز افسردگي:   لیتیوم +هترو سيكليك (غالباً تك حلقه اي و سه حلقه اي)

 

3-دوره بهبودي (خلق نرمال)   لیتیوم +(به عنوان پروفيلاكسي)

تشخيص هاي پرستاري در مانيا:

1-توانايي بالقوه در آسيب رساندن به خود و ديگران

2-تغيير در تغذيه (دريافت كمتر يا ↑از نياز بدن)

3-تغيير در فرآيند تفكر

4-تغيير حسي-دركي

5-از عهده برآيي غير موثر فردي

6-اختلال در الگوي خواب

7-اختلال در عزت نفس

8-ارتباط كلامي معيوب

9-اختلال در مراقبت از خود

مداخلات پرستاري در توانايي بالقوه آسيب به خود و ديگران:

1-اصول و مقررات بخش را دقيقاً و چند بار براي اين بيماران توضيح دهيد.(تمركز اين بيماران كم است)

2-محركهاي محيطي را كاهش دهيد (اتاق خصوصي،نورملايم،صداي كم،تزئينات ساده ،و .......)

3-در صورت امكان بيمار را در بخش آرام قراردهيد.

4-فعاليت گروهي را كنترل كنيد.

5-وسايل و لوازم خطرناك را از محيط بيمار دور كنيد چون منطق بيمار مختل است وممكن است به خود صدمه بزند.

6-برنامه هاي سازمان يافته اي (مثل ايجاد زمان استراحت در طول روز)براي بيمار ايجاد كنيد.

7-در بيمار احساس امنيت (اعم از جسمي و رواني)را ايجاد كنيد.

8-فعاليتهاي جسمي هدفدار مثل ورزش و ضربه به توپ ،كارهاي منزل و .......را جايگزين فعاليتهاي بي هدف نمائيد.

9-طبق تجويز پزشك آرامبخشي به بيمار بدهيد.

10-زماني كه تشويش بيمار زياد مي شود و فعاليت او افزايش مي يابد در كنار وي بمانيد و او را حمايت كنيد.

11-بيمار را به فعاليتهايي كه نياز به تحرك زيادي ندارد تشويق كنيد.(نقاشي كردن)

12-در پاسخ به انتقاد و فحاشي يا تهاجم بيمار از دفاعهاي شخصي استفاده نكنيد.

13-كليه رفتارهاي بيمار را دقيقاً ارزيابي نموده و در پرونده ثبت نماييد.

رهنمودهاي استفاده از مهار فيزيكي: (  در بيماران مبتلا به خشم نسبت به خود و يا ديگران)

1-كار مهار را به كسي واگذار كنيد كه در اين مورد آموزش ديده است.

2-در صورت مسلح بودن بيمار وي را خلع سلاح نماييدو حتي اگر مسلح نبود با حداكثر قدرت با وي برخورد نماييد و به گونه اي بدون تهديد به بيمار نزديك شويد.

3-بهتر است براي شروع اقدام 10-5 نفر حضور داشته باشند.

4- براي پيشگيري از صدمه به بيمار حتي الامكان از مهارهاي چرمي استفاده كنيد

5- بيمار را در وضعيت بي خطري قراردهيد.

6- به بيمار توضيح دهيد كه چرا او را مهار مي كنيد.

7- هنگام مهار كردن بيمار ، يكي از اعضاء بايد در معرض ديد بيمار باشد.

8- پاهاي بيمار را باز نگهداريد ، يك دست در پهلو و دست ديگر روي سر بيمار باشد.

9- مهار طوري باشد كه امكان اجراي تزريق iv وجود داشته باشد.

10- مهارهاي فيزيكي را از نظر ايمني مرتباً امتحان كنيد.

11- سر بيمار كمي بالاتر از سطح بدنش باشد.

12- داروهاي آرامبخش تزريقي بيمار تحريكاتي را اجراء نماييد.

13- دليل مهار كردن بيمار بطور كامل در پرونده درج شود.

14- ضمن مهار شدن بيمار به دقت مراقب وي باشيد و vs را مكرراً چك كنيد .

15- بلافاصله پس از مهار بيمار ، طرح روشي ديگر (دارو درماني ، اطمينان بخشي )  را بريزيد و بيمار  را ارزيابي كنيد.

16- اقدامات و درمانهاي انجام شده و پاسخ بيمار به درمان بايد دقيقاً ثبت شود

 

اختلال دو قطبى نوع یک

 
 
  یکى از انواع مهم اختلالات خلقى، اختلال دو قطبى نوع یک (I) نامیده مى شود. این اختلال مربوط به حالت هیجانى درونى مستمر شخص مى باشد. این بیماران هم دوره هاى افسردگى و هم دوره هاى سر خوشى دارند.

افرادیکه در فاز مانیا (سرخوشی) قرار دارند حالت انبساط خاطر، پرش افکار، کاهش خواب، افزایش احترام به نفس، افکار بزرگ منشانه دارند و بیمارانى که در فاز افسردگى هستند با کاهش انرژى و علاقه، احساس گناه، اشکال در تمرکز، بى اشتهائى و افکار مرگ و خودکشى مشخص هستند.

فرد مانیا در بسیارى از افسانه هاى قدیمى شخصیتى ریشه دار است که با رفتارى دیوانه وار، چشمانى خیره و حرکاتى نمایشى و پر آب و تاب مشخص مى گردد. دوره هاى شیدایى در مقایسه با افسردگى فراوانى کمترى دارند.
 
     
 
سیر

یمارى دو قطبى نوع یک (I) غالباً با افسردگى شروع مى شود (٧٥ درصد موارد در زنها و ٦٧ درصد موارد در مردها) و یک اختلال عود کننده است. اکثر بیماران هم دوره هاى مانى و هم افسردگى را تجربه مى کنند. دوره هاى مانى درمان نشده حدوداً ٣ ماه دوام مى آورد. حدود ٤٠ تا ٥٠ درصد بیماران دو قطبى ممکن است دو سال پس از حمله اول دچار حمله دوم گردند.در اختلال دو قطبى I میزان شیوع حدود ١ درصد در طول عمر می باشد.

هزینه این اختلال براى بیماران و خانواده هاى، آنان و جامعه قابل ملاحظه است. شیوع این بیمارى در زنان و مردان برابر است. میانگین سنى شروع این اختلال ٣٠ سالگى مى باشد اما از سن ٥ یا ٦ سالگى تا ٥٠ سالگى گسترده است. از لحاظ وضعیت تاهل نیز این بیمارى ممکن است در افراد طلاق گرفته یا مجرد بیش از افراد متاهل دیده شود. میزان طلاق نیز در این گروه افراد بالا مى باشد

علت شناسى

عوامل زیست شناختى، عوامل ژنتیک و عوامل روانى. اجتماعى و یا ترکیبى از آنها را مى توان علت این بیمارى تلقى کرد. عوامل زیست شناسى مهم شامل انتقال دهنده هاى عصبى و بى نظمى هاى عصبى – غددى باشند.

عوامل ژنتیک نقش بسیار مهمى دارند، بطوریکه مطالعات نشان داده است که یکى از والدین به این اختلال دچار باشد، با احتمال ٢٥ درصد فرزندشان شانس ابتلا به این بیمارى را خواهد داشت و اگر هر دو والدین اختلال دو قطبى داشته باشند شانس ابتلاء بچه ها به این بیمارى بین ٥٠ تا ٧٥ درصد خواهد بود.

عوامل روانى اجتماعى متعددى نیز ممکن است در ایجاد این بیمارى به تنهائى و یا به همراه عوامل دیگر نقش داشته باشند. از جمله : رویدادهاى زندگى و استرس محیطى، خانواده، عوامل شخصیتى قبل از بیمارى و موارد دیگر مى توان ذکر کرد.
 
     
 
تشخیص
 
 

این بیمارى با وجود دوره هاى مانیا (سرخوشی) و افسردگى مشخص مى شود. علائم و نشانه هاى افسردگى و توضیحات مربوط به آن در بخش افسردگى سایت آمده و چون همان علائم و نشانه ها برای تشخیص مطرح می باشد لذا تکرار نمى گردد اما علائم و نشانه هائى که به عنوان ملاکهاى دوره مانیا تلقى شده و توسط فرد متخصص ارزیابى شده تا تشخیص این بیمارى گذاشته مى شود شامل :

١- یک دوره مشخص خلق غیر طبیعى و مستمراً بالا، توام با احساس خودبزرگ بینى، یا تحریک پذیر که حداقل یک هفته طول مى کشد.

٢- وجود ٣ یا بیشتر از علائم زیر :

الف) افزایش احترام به نفس یا خودبزرگ بینى

ب) کاهش نیاز به خواب (مثلاً ٣ ساعت خواب بر ایشان کافى است)

ج) حرافتر از معمول یا احساس فشار براى صحبت مستمر.

د) پرش افکار یا تجربه ذهنى سبقت جوئى افکار.

ه) پریشانى حواس (به راحتى محرکهاى بى اهمیت خارجى توجه شان را جلب مى کند)

و) افزایش رفتار هدفدار (اجتماعى، شغلى، تحصیلى، فعالیت جنسی) یا تحریک روانى – حرکتى.

ی) درگیرى مفرط با فعالیتهاى لذت بخشى که احتمال نتایج دردناک آن زیاد است، مثل ولخرجى بى مهابا، بى احتیاطیهاى جنسى، یا سرمایه گذاریهاى حرفه اى جاهلانه.

٣- باعث اختلال در عملکرد شغلى، فعالیتهاى اجتماعى، و یا روابط بین فردى شده و ممکن است براى جلوگیرى از آسیب به خود و یا دیگران نیاز به بسترى باشد.
 
     
 
ویژگیهاى بیماران مانیک
 
     
 

بیماران مانیک خلق بالا دارند، تحریک پذیر بوده و زود از کوره در مى روند، حالت نشئه دارند، ممکن است براى افراد ناآشنا گمراه کننده بوده و جنبه عادى جلوه نماید، اگر در رسیدن به خواسته هایش به مانع برخورد کند پرخاشگرى مى کنند، تمایل به پوشیدن لباسهاى با رنگهاى روشن و ناهماهنگ و بستن زیورآلات دارند، دوست دارند لباسهاى بدن نما بپوشند، ممکن است در ملاء عام بخواهند لباس هایشان را درآورند، مشغله ذهنى با افکار مذهبى، سیاسى، مالى، جنسى، با دادخواهى دارند.

بیماران مانیک هیجان زده، پرحرف و گاهى سرگرم کننده و بیش فعال هستند، سطح تحمل آنها پائین است و خیلى زود ممکن است به خشم و رفتار خصمانه منجر گردد. طرز تکلم این افراد معمولاً بلند، سریع، و زیاد مى باشد بطور فهم آن براى شنونده مشکل بوده و نمى توان صحبت کردن آنها را قطع کرد، هر چه شدت بیمارى بیشتر باشد این نکته شدیدتر در بیمار دیده مى شود. قدرت تمرکز پائین است، و در هنگام صحبت معمولاً از این شاخه به آن شاخه مى پرند.

هذیان و توهم ممکن است پیدا کنند. حواسشان زود پرت مى شود، خود بزرگ بینى و اعتماد به نفس دارند. حافظه این افراد آسیب نمى بیند. حدود ٧٥ درصد آنان مهاجم و تهدید کننده هستند. احتمال خودکشى و دیگرکشى در این افراد نیز وجود دارد.

ولخرجى مى کنند و وسایل خود را ممکن است به دیگران ببخشند. دروغگویى و فریبکارى در آنان شایع است. وقوع شیدائى لازمه تشخیص اختلال دو قطبى است.

یعنى اگر فرد بیماریش براى بار اول با دوره مانیا شروع شود و یا اینکه قبلاً با افسردگى شروع شده ولى حالا دچار مانیا باشد، تشخیص بیماری دو قطبى I گذاشته مى شود. اما اگر دچار افسردگى باشد تشخیص افسردگى گذاشته مى شود، تا زمانیکه دوره مانیا مشاهده گردد.

چگونگى تظاهر این دوره ها متفاوت مى باشد مثلاً ممکن است در طى یک روز هر دو دوره مانیا و افسردگى را فرد تجربه کند. یا اینکه فرد دچار یکى از این اختلالات شده و پس از بهبودى پس از یک فاصله زمانى دچار دوره دیگر گردد.

   
 
اختلال دو قطبى نوع یک (I) در کودکان و نوجوانان

 

در نوجوانان علائم مانیا ممکن است عادى جلوه نماید و علائم عمده این گروه شامل سوء مصرف الکل یا مواد مخدر، اقدام به خودکشى، مسائل تحصیلى، گرایشات فلسفى، نشانه هاى وسواس، شکایت از بیماریهاى جسمانى متعدد، درگیرى و مشاجرات متعدد، مى شود. میزان بروز این اختلال در کودکان و نوجوانان ١ درصد است و شروع آن حتى ممکن است در ٨ سالگى باشد

درمان
 
امروزه هم براى دوره هاى افسردگى و هم براى مانیا درمان هاى اختصاصى وجود دارد، و مطالعات بیانگر تاثیر درمان پیشگیرى کننده مى باشد. تاکید درمان نیز به درمان داروئى و روان درمانى معطوف به خود بیمار است. ضمن اینکه درمان باید از تعداد و شدت عوامل استرس زاى زندگى بیمار بکاهد.

معمولاً این بیماران نیاز به بسترى دارند که البته خودشان مخالفت نموده و رضایت نمى دهند. از جمله داروهائیکه در درمان این بیماران بکار برده مى شود موارد زیر را مى توان نام برد :

کلونازپام، لورازپام، هالوپریدول، والپروئیت، کاربامازپین، و لیتیوم. این داروها با توجه به شدت بیمارى و اینکه در چه دوره و یا فازى از بیمارى مى باشند انتخاب مى گردند که باید حتماً توسط پزشک متخصص صورت گیرد زیرا ممکن است مصرف خود به خودى این داروها عوارض جانبى خطرناکى به همراه داشته باشد
 
داروهای ضدافسردگی
 
 
 
 

1- خلاصه
داروهای ضدافسردگی داروهایی هستند که برای درمان افسردگی حاد و برخی شرایط دیگر (مثل اختلال شخصیت و اختلال اضطراب) مورد استفاده قرار می‌گیرند. تأثیر این داروها از طریق افزایش سطح سروتونین، نوراپینفرین و دوپامین در مغز صورت می‌گیرد. این داروها معمولاً به شکل قرص هستند و نحوه  مصرف آن‌ها یکبار تا چند بار در روز است.
داروهای ضدافسردگی در رده‌های مختلفی قرار دارند. این رده‌ها عبارتند از مهارکننده‌های مونوآمین اکسیداز   (MAOIها)، داروهای ضدافسردگی سه حلقه‌ای (TCAها) و سایر مهارکننده‌های جذب مجدّد سروتونین- نوراپینفرین (SNRIها) و مهارکننده‌های جذب مجدّد سروتونین (SSRIها). تمام داروهای ضدافسردگی تقریباً اثر مشابهی بر روی افسردگی دارند، هر چند بیماران مختلف ممکن است به یک دارو، واکنش بهتری نسبت به داروی دیگر نشان دهند.
معمولاً دو تا سه هفته طول می‌کشد تا تأثیر داروهای ضدافسردگی آشکار گردد. درابتدا، فقط ممکن است اثرات جانبی آن‌ها (مثل تهوّع، خواب آلودگی، افزایش وزن) بروز کند. امّا در اغلب موارد، این اثرات جانبی، که از دارویی به داروی دیگر متفاوت است، ظرف یک یا دو هفته بهبود می‌یابد یا به طور کلّی مرتفع می‌شود. داروهای جدید ضدافسردگی، اثرات جانبی کمتری نسبت به داروهای قدیمی‌تر دارند.
هنگامی که مصرف داروهای ضدافسردگی به طور ناگهانی قطع گردد، ممکن است باعث عوارض ترک مصرف نظیر تهوّع، سردرد و سرگیجه شود.
به طور کلّی توصیه می‌شود که بیماران به هنگام مصرف داروهای ضدافسردگی از مصرف الکل خودداری کنند. مصرف تعدادی از داروهای دیگر نیز ممکن است با داروهای ضدافسردگی تداخل داشته باشد. از این رو، بیماران باید پیش از شروع مصرف هر داروی ضدافسردگی جدیدی، پزشک خود را از تمام داروهایی که مصرف می‌کنند آگاه سازند.
بی‌خطر بودن مصرف داروهای ضدافسردگی در دوران بارداری هنوز به طور کامل شناخته نشده است. پاروکستین که از SSRI هاست احتمالاً با نقص‌های هنگام تولّد ارتباط دارد. خانم‌هایی که داروهای ضدافسردگی مصرف می‌کنند و پرستار و یا باردار هستند و یا می‌خواهند باردار شوند باید با پزشک متخصص زنان و زایمان مشورت کنند.
فلوکستین که از SSRI هاست، تنها داروی ضدافسردگی است که مصرفش برای کودکان به تأئید رسیده است. با وجود این، مراقبت نزدیک از هر کودکی که داروی ضدافسردگی مصرف می‌کند، به خاطر افزایش بالقوه  خطر بروز فکر خودکشی به شدّت توصیه می‌شود. داروهای ضدافسردگی معمولاً در بیماران مسن‌تر نیز همانند بیماران جوان‌تر تأثیر می‌گذارد.

2- درباره  داروهای ضدافسردگی
داروهای ضدافسردگی داروهایی هستند که برای درمان افسردگی حاد و برخی اختلالات دیگر (مثل اختلالات شخصیت و اختلال اضطراب) مورد استفاده قرار می‌گیرند. این داروها در صورتی که مطابق دستور پزشک مصرف شوند، اعتیادآور نیستند. داروهای ضدافسردگی معمولاً به شکل قرص هستند و نحوه  مصرف آن‌ها یکبار تا چند بار در روز است.
اعصاب توسط ناقل‌های عصبی بین یکدیگر پیام رد و بدل می‌کنند. برای هر پیام، تعداد زیادی ناقل عصبی آزاد می‌شود. بسیاری از ناقل‌های عصبی به «گیرنده‌ها» بر روی سایر اعصاب می‌چسبند. این گیرنده‌ها پیام‌ها را می‌خوانند. برخی از ناقل‌های عصبی نیز بدون آن که به گیرنده‌ها چسبیده شوند و خوانده شوند  به سلول‌های عصبی باز گردانده می‌شوند. این فرایند که به آن «جذب مجدد» گفته می‌شود به اعصاب اجازه می‌دهد تا به جای آن که به تولید مداوم ناقل‌های عصبی بیشتر بپردازند، از همان ناقل‌ها دوباره استفاده کنند.
تأثیر داروهای ضدافسردگی از طریق افزایش سطح ناقل‌های عصبی سروتونین، نوراپینفرین و دوپامین (که جمعاً به ‌آن‌ها مونوآمین گفته می‌شود) در سیناپس‌های (فواصل بین عصب‌ها) مغز است. مونوآمین‌ها در افکار، هیجانات، حافظه و تنظیم برخی کارکردهای بدن دخالت دارند. هنگامی که سطح این مواد شیمیایی خیلی پائین باشد، فرد دچار افسردگی می‌شود.
سطح مونوآمین‌ها از طریق مسدود کردن گیرنده‌هایی که پیام‌ها را می‌خوانند (مسدود کننده‌های گیرنده) و یا جلوگیری از جذب مجدّد مواد شیمیایی (مهارکننده‌های جذب مجدّد) قابل افزایش است. هنگامی که گیرنده‌ها مسدود شوند و یا از جذب مجدّد جلوگیری شود، مونوآمین‌ها در مغز افزایش می‌یابند.
تأثیر داروهای ضدافسردگی بر روی مواد شیمیایی مغز ممکن است آنی نباشد. آغاز واکنش بیمار به دارو درمانی ممکن است چند هفته به طول بیانجامد. در ابتدا، فقط اثرات جانبی (مثل تهوّع، بیخوابی، خشک شدن زبان، خستگی) ممکن است پدیدار گردند. در اغلب موارد، اثرات جانبی پس از یک یا دو هفته بهبود می‌یابند یا به طور کلّی مرتفع می‌شوند. داروهای جدید ضدافسردگی دارای اثرات جانبی کمتری نسبت به داروهای قدیمی‌تر هستند.
بیمار باید حداقل به مدّت شش ماه به مصرف داروهای ضدافسردگی بپردازد.این زمان به دارو درمانی مجال تأثیر می‌دهد و خطر بازگشت بیماری را کاهش می‌دهد. مصرف داروهای ضدافسردگی، بسته به شرایط درمان، ممکن است ماه‌ها یا سال‌ها ادامه یابد.
داروهای ضدافسردگی باید دقیقاً همان گونه که تجویز شده‌اند مصرف شوند تا تأثیر مطلوب را داشته باشند. حذف یک نوبت مصرف می‌تواند باعث جلوگیری از عملکرد مناسب دارو گردد. همچنین قطع مصرف داروهای ضدافسردگی حتماً باید با مشورت پزشک صورت گیرد. بسیاری از مردم، به هنگام مواجه شدن اولیه با اثرات جانبی و عدم دستیابی به تأثیرات مثبت فوری، مصرف داروهای ضدافسردگی را قطع می‌کنند و به آن‌ها زمان لازم برای اثربخشی را نمی‌دهند. هنگامی که مصرف داروهای ضدافسردگی به طور ناگهانی قطع گردد، ممکن است عوارض ترک مصرف دارو (مثل تهوّع، سردرد، سرگیجه) بروز کند. از این عوارض معمولاً می‌توان با متوقف کردن تدریجی مصرف دارو جلوگیری کرد.
بیماران باید آگاهی داشته باشند که پزشک ممکن است برای حصول بهترین نتیجه با کمترین اثرات جانبی، به تغییر و تنظیم مقدار مصرف دارو بپردازد. به علاوه، اداره  دارو و غذا (FDA) در آمریکا اعلام نموده است که داروهای ضدافسردگی ممکن است باعث افزایش خطر بروز افکار خودکشی در برخی بیماران گردد و بدین جهت، تمام کسانی که از طریق مصرف این داروها تحت درمان قرار دارند باید از نزدیک برای تغییرات غیرعادی رفتاری مورد مراقبت قرار گیرند.

3- انواع و تفاوت‌های داروهای ضدافسردگی
با وجودی که تمام داروهای ضدافسردگی تقریباً به یک اندازه موثرند امّا انواع و اقسام آن‌ها به بازار عرضه می‌شود. به طور کلّی، داروهای ضدافسردگی بر حسب این که بر کدامیک از ناقل‌های عصبی و چگونه اثر می‌گذارند، به رده‌های مختلفی تقسیم می‌گردند.
مهار کننده‌های مونوآمین اکسیداز (MAOIها) نخستین داروهای ضدافسردگی بودند که ساخته شدند. اثر بخشی آن‌ها از طریق مسدود کردن آنزیم‌های مونوآمین اکسیداز (مواد شیمیایی که ناقل‌های عصبی را می‌شکنند) است. در حال حاضر، MAOIها به ندرت تجویز می‌شوند زیرا از یک سو مصرف آن‌ها به همراه برخی غذاها می‌تواند باعث مشکلات جدّی سلامتی گردد و از سوی دیگر، اثرات جانبی داروهای جدید ضدافسردگی به مراتب کمتر است. با وجود این، MAOIها برای برخی اختلالات خاص، به ویژه هنگامی که سایر داروهای ضدافسردگی کارایی نداشته باشند، بسیار موثر هستند.
MAOIها شامل ایزوکربوکسازید (با نام تجاری مارپلان)، فنلزین (با نام تجاری ناردیل) و ترانیل سیپرومین (با نام تجاری پارنات) می‌باشند.
داروهای ضدافسردگی سه حلقه‌ای (TCAها) برای سال‌های متمادی تنها جایگزین موجود برای MAOIها بودند. TCAها از جذب مجدّد ناقل‌های عصبی نوراپینفرین، سروتونین و با درجه  کمتری، دوپامین در مغز جلوگیری می‌کنند. پزشکان معمولاً TCAها را کمتر به عنوان نخستین دارو برای درمان تجویز می‌کنند زیرا داروهای جدیدتر ضدافسردگی اثرات جانبی کمتری دارند.
داروهای ضدافسردگی سه حلقه‌ای شامل آمیتریپتیلین (با نام تجاری الاویل و اِندپ)، آموکساپین (با نام تجاری آسندین)، دزیپرامین (با نام تجاری نورپرامین)، دوکسپین (با نام‌های تجاری سینکوان و آداپین)، ایمیپرامین (با نام تجاری توفرانیل)، نورتریپتیلین (با نام‌های تجاری‌ آونتیل و پاملور)، پروتریپتیلین (با نام تجاری ویواستیل) و تریمیپرامین (با نام تجاری سورمونتیل) می‌باشند.
علاوه بر این‌ها، داروی کلومیپرامین (با نام تجاری آنافرانیل) نیز به صورت غیررسمی تجویز می‌شود. بدین معنی که به منظوری غیر از منظور اصلی تجویز می‌شود زیرا هنوز تأئید اداره  دارو و غذا (FDA) را به دست نیاورده است.
مهار کننده‌های جذب مجدّد سروتونین (SSRIها) داروهای ضدافسردگی جدیدتری هستند که از MAOI ها و TCAها، اثرات جانبی کمتری دارند. اثر بخشی آن‌ها از طریق مسدود کردن جذب مجدّد سروتونین بدون تأثیر گذاشتن بر سطح نوراپینفرین یا دوپامین است.
SSRIها شامل سیتالوپرام (با نام تجاری سلکسا)، اسیتالوپرام (با نام تجاری لکساپرو)، فلوکستین (با نام‌های تجاری پروزاک و سارافم)، پاروکستین (با نام تجاری پاکسیل) و سرترالین (با نام تجاری زولافت) می‌باشند. در برخی موارد، فلووکسامین (لوواکس) نیز ممکن است به صورت غیررسمی تجویز شود.
مهارکننده‌های جذب مجدّد نوراپینفرین و دوپامین (NDRIها) از طریق مسدود کردن جذب مجدّد دوپامین و نوراپینفرین، بدون تأثیرگذاری بر سطح سروتونین، اثر می‌کنند. این کار باعث اجتناب از بسیاری از تأثیرات جانبی مرتبط با سروتونین (مثل تأثیرات جانبی جنسی) می‌گردد. تنها NDRI موجود در آمریکا بوپروپیون (با نام تجاری ولبوترین) است.
مهارکننده‌های جدب مجدّد سروتونین و نوراپینفرین (SNRIها)، جذب مجدّد سروتونین و نوراپینفرین را بدون اثرگذاری بر سطح دوپامین، مسدود می‌کنند. این داروهای ضدافسردگی شامل دولوکستین (با نام تجاری سیمبالتا) و ونلافاکسین (با نام تجاری افکسور) می‌باشند. TCAها نیز در اصل جزء SNRI ها هستند.
تعدیل کننده‌های نوراپینفرین- سروتونین، برخی گیرنده‌های خاص را که سروتونین و نوراپینفرین دریافت می‌کنند، مسدود می‌نمایند. تنها دارویی از این دسته که در آمریکا عرضه می‌شود میرتازاپین (رمرون) است.
برخی داروهای ضدافسردگی هم جذب مجدّد و هم گیرنده‌های سروتونین را مسدود می‌کنند. این تعدیل کننده‌های سروتونین شامل نفازودون (سِرزون) و ترازودون (دسیرل) می‌باشند.
داروهای جدیدتر ضدافسردگی نیز در آزمایشگاه‌های مختلف در دست ساخت است.

4- بیماری‌هایی که با داروهای ضدافسردگی درمان می‌شوند
تمام داروهای ضدافسردگی تقریباً اثر مشابهی بر روی افسردگی دارند، هر چند بیماران مختلف ممکن است به یک دارو، واکنش بهتری نسبت به داروی دیگر نشان دهند. انتخاب این که از کدام داروی ضدافسردگی استفاده شود به عوامل چندی بستگی دارد که از آن جمله می‌توان به نشانه‌های بیمار، اثرات جانبی یک داروی خاص و اختلالات دیگری که بیمار ممکن است داشته باشد، اشاره کرد.
داروهای ضدافسردگی ممکن است برای درمان عوارض مربوط به افسردگی، همراه با داروهای دیگر تجویز گردند. برای مثال، افسردگی اگر همراه با نشانه‌های روان‌پریشی (مثل توهم و هذیان) باشد، معمولاً از طریق تجویز داروهای ضدافسردگی همراه با داروهای ضدجنون درمان می‌شود.
داروهای ضدافسردگی علاوه بر درمان افسردگی، کاربردهای درمانی بالقوه  دیگری نیز دارند. برخی از آن‌ها مورد تأئید اداره  دارو و غذا (FDA) قرار گرفته و برخی دیگر به صورت غیررسمی تجویز می‌گردند. یعنی با وجودی که به طور مشخص برای درمان یک وضعیت خاص مورد تأئید قرار نگرفته‌اند امّا اثربخشی آن‌ها در سطح وسیعی مورد پذیرش قرار گرفته و تجویز می‌گردند.
اختلالات دیگری که ممکن است با داروهای ضدافسردگی درمان گردند عبارتند از:

  • افسرده‌خویی. شکل مزمن از افسردگی. معمولاً SSRI ها برای درمان آن تجویز می‌گردند.
  • اختلال دوقطبی. نوعی اختلال خلق و خو که مشخصه‌اش الگوهای متناوب شیدایی (مانیا) و افسردگی است. داروهای ضدافسردگی ممکن است بعد یا همزمان با داروهای تثبیت کننده  خلق و خو، مورد استفاده قرار گیرند.
  • اختلال عاطفی فصلی. نوعی اختلال خلق و خو که مشخصه‌اش الگوهای تکرار شونده  افسردگی در خلال برخی فصل‌های خاص سال، به ویژه اواخر پائیز و زمستان است. بوپروپیون (با نام تجاری ولبوترین) اخیراً مجوز اداره  دارو و غذای آمریکا را برای مصرف در مورد این اختلال به دست آورده است. این دارو جزء NDRI هاست.
  • اختلال اضطراب. انواع گوناگونی از اختلالات اضطراب شامل اختلال وسواس (OCD)، اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، اختلال اضطراب تعمیم یافته (GAD) و اختلال هراس، با داروهای ضدافسردگی درمان می‌شوند. این اختلالات معمولاً با داروهای ضدافسردگی سه حلقه‌ای (‌TCAها) و SSRI ها درمان می‌شوند.
  • پراشتهایی روانی. نوعی اختلال تغذیه که مشخصه‌اش مصرف دوره‌ای، کنترل نشده و سریع مقادیر زیاد غذا در مدتی کوتاه و به دنبال آن احساس گناه، افسردگی یا بیزاری از خود و روی آوردن به روش‌های غیرمعمول برای تخلیه (مثل استفاده از مسهل یا ایجاد استفراغ) است. این اختلال با TCAها، SSRIها و MAOIها درمان می‌گردد.
  • اختلال نقص توجه/ بیش‌فعالی (ADHD). از بوپروپیون که جزء ‌NDRI هاست ممکن است برای درمان ADHD استفاده شود.
  • اوتیسم. این اختلال رشد که مشخصه‌اش تمایل به مجذوب خود بودن و وجود مشکلات در ارتباطات و رفتار است، به وسیله SSRI ها درمان می‌گردد.
  • اختلال مرزی شخصیت. این اختلال شخصیت که مشخصه‌اش رفتار تکانشی (رفتار ناگهانی و برنامه‌ریزی نشده) و فرایندهای ناسالم فکری است توسط SSRI ها درمان می‌شود.
  • بی‌اختیاری ادرار. معمولاً TCA ها برای درمان این مورد تجویز می‌گردند.
  • اختلالات درد مزمن. بسیاری از اختلالات دردهای مزمن (مثل درد عصبی و سردردهای میگرنی) با    TCAها و SNRI ها درمان می‌شوند.

علاوه بر موارد فوق، بوپروپیون به بیمارانی که در تلاش برای ترک سیگار هستند نیز داده می‌شود.

5- نکات مورد توجه در ارتباط با داروهای ضدافسردگی
تمام داروهای ضدافسردگی ممکن است خطر تشنّج را در برخی از بیماران از جمله آن‌هایی که صرع دارند، افزایش دهند. SSRI ها و SNRI های غیرسه حلقه‌ای معمولاً برای بیمارانی که دارای سابقه  تشنّج هستند مناسب‌ترند.
بیمارانی که دارای مشکل پروستات (مثلاً بزرگ شدن پروستات)، انواع خاصی از گلوکوم (یک نوع بیماری چشمی که به آن «آب سبز» هم گفته می‌شود) یا مشکلات قلبی باشند معمولاً مورد تجویز داروهای ضدافسردگی سه حلقه‌ای (TCAها) قرار نمی‌گیرند. معمولاً از بیمارانی که مشکل قلبی یا سن بالاتر از 40 سال داشته باشند، قبل از تجویز TCAها نوار قلب گرفته می‌شود.
مصرف بوپروپیون که جزء NDRI هاست برای بیمارانی که دارای سابقه  ضربه مغزی، غدّه در سلسله اعصاب مرکزی یا اختلال تغذیه‌ای فعال باشند توصیه نمی‌شود. بوپروپیون حتی در بیمارانی که چنین سابقه‌هایی نداشته باشند نیز می‌تواند باعث تشنّج گردد.
MAOIها معمولاً برای بیمارانی که دارای فشار خون بالا و نارسائی احتقانی قلب هستند تجویز نمی‌گردند. همچنین تعدیل کننده‌های سروتونین معمولاً برای کسانی که بیماری قلبی دارند توصیه نمی‌شود.

6- اثرات جانبی احتمالی داروهای ضدافسردگی
داروهای ضدافسردگی جدیدتر معمولاً مطمئن‌ترند و توسط بیماران بهتر تحمل می‌شوند. اغلب اثرات جانبی این داروها موقتی و بسته به مقدار مصرف است. بدین معنی که با کاهش مقدار مصرف، بهتر و با افزایش آن، بدتر می‌شوند.
اداره  دارو و غذای آمریکا (FDA) هشدار داده است که داروهای ضدافسردگی می‌توانند خطر خودکشی را در برخی افراد خاص افزایش دهند. دلیل این اثر جانبی به درستی شناخته شده نیست. امّا شاید دلیل آن این باشد که داروهای ضدافسردگی غالباً پیش از آن که اثرات جانبی افسردگی مثل غمگینی یا اضطراب را تخفیف دهند، اثرات جانبی فیزیکی (جسمی) افسردگی مثل خستگی را بهبود می‌بخشند. در برخی موارد، این به افرادی که سابقه  اقدام به خودکشی داشته‌اند، انرژی دوباره‌ای برای انجام عمل خود می‌دهد. به این جهت، این نکته حائز اهمیت است که افرادی که داروهای ضدافسردگی مصرف می‌کنند باید برای رفتارهای غیرمعمول، مورد مراقبت قرار داشته باشند.
اثرات جانبی غالباً در خلال مراحل اولیه  درمان با داروهای ضدافسردگی روی می‌دهد. پزشک معمولاً توصیه‌های لازم را برای چگونگی مدیریت آن‌ها به بیمار می‌کند. این اثرات جانبی عبارتند از:

  • تهوّع. اگر دارو همراه با غذا مصرف شود کاهش می‌یابد.
  • افزایش وزن. خوردن غذاهای سالم و ورزش کردن می‌تواند این اثر جانبی را کاهش دهد. این اثر جانبی بیشتر با مصرف TCAها روی می‌دهد.
  • خستگی. مصرف دارو قبل از خواب می‌تواند این اثر جانبی را کاهش دهد.
  • بیخوابی. مصرف دارو در صبح‌ها می‌تواند به تخفیف این اثر جانبی کمک کند. این اثر جانبی بیشتر با مصرف SSRIها روی می‌دهد.
  • خشکی دهان. جرعه جرعه آب خوردن، یخ مکیدن و آدامس جویدن می‌تواند به تخفیف این اثر جانبی کمک کند. این اثر جانبی بیشتر با مصرف TCAها روی می‌دهد.
  • یبوست. خوردن مواد فیبردار به کاهش این اثر جانبی کمک می‌کند. این اثر جانبی بیشتر با مصرف TCAها روی می‌دهد.
  • سرگیجه. مصرف دارو قبل از خواب می‌تواند به کاهش این اثر جانبی کمک کند.
  • بیقراری. ورزش کردن می‌تواند به کاهش این اثر جانبی که بیشتر با مصرف SSRIها روی می‌دهد، کمک می‌کند.
  • اختلال جنسی. شامل کاهش میل جنسی و مشکل در رسیدن به اوج لذت در فعالیت جنسی (ارگاسم) است. این اثر جانبی به احتمال زیاد به هنگام مصرف SSRIها روی می‌دهد. تغییر داروی ضدافسردگی به دارویی که به اختلال جنسی ارتباطی نداشته باشد، مثل بوپروپیون، نفازودون یا میرتازاپین، و یا SNRIها می‌تواند به کاهش این اثر جانبی کمک کند.

چنانچه مصرف داروهای ضدافسردگی به طور ناگهانی قطع گردد، بیمار ممکن است با عوارض ترک مصرف روبرو شود. این عوارض معمولاً با خارج شدن دارو از سیستم بدن بیمار یا پس از آن که بدن بیمار فرصت کافی برای تنظیم خود با تغییر دارو را به دست آورد، از میان می‌رود. عوارض ترک مصرف، تقریباً همان اثرات جانبی دارو درمانی به علاوه  سردرد، تحریک‌پذیری، اسهال و احساس سوزش است.
عارضه  سروتونین، هر چند بسیار نادر است، امّا یک خطر جدّی در هر نوع دارو درمانی که باعث افزایش سطح سروتونین می‌شود است و باید هر چه سریع‌تر تشخیص داده شود. این عارضه غالباً بر اثر تأثیر متقابل دارویی (مثلاً مصرف همزمان MAOIها یا TCAها و SSRIها) روی می‌دهد. این وضعیت ممکن است نهایتاً به از بین رفتن عضلات و از کار افتادگی کبد بیانجامد. نشانه‌های اولیه شامل گیجی و سرخ شدن صورت است.
بوپروپیون که جزء NDRI هاست، کمترین اثر جانبی در زمینه  امور جنسی را دارد و معمولاً باعث افزایش وزن نیز نمی‌شود. این دارو در موارد نادر، ممکن است باعث دلشوره یا بیقراری حرکتی (ناتوانی برای آرام نشستن) شود. اثرات جانبی متداول بوپروپیون شامل ورم روده و عرق کردن زیاد است.
SNRIها در موارد نادری ممکن است باعث افزایش فشار خون، افزایش ضربان قلب و گیجی شوند.
نفازودون که تعدیل‌کننده  سروتونین است می‌تواند باعث گیجی یا تغییر دید (مثل تاری) گردد. نفازودون نباید برای بیمارانی که مشکل کبدی دارند تجویز شود. اداره  دارو و غذا (FDA) در سال 2002 هشداری در مورد خطر از کارافتادگی کبد در بیمارانی که با نفازودون مداوا می‌شوند صادر کرد.
ترازودون که تعدیل‌کننده  سروتونین است نیز می‌تواند باعث خواب‌آلودگی شدید شود و هر چند از طرف FDA برای درمان بیخوابی مورد تأئید قرار نگرفته است امّا مقدار کمی از آن همراه با دیگر داروهای ضدافسردگی بدین منظور تجویز می‌گردد. سایر اثرات جانبی ترازودون شامل سرگیجه، منگی، خشکی دهان و تاری دید است. این دارو همچنین می‌تواند باعث وخیم‌تر شدن مشکلات قلبی گردد. به علاوه، ترازودون تنها داروی ضدافسردگی است که می‌تواند باعث نعوظ دائم و دردناک در مردان گردد. نعوظ دائم ناشی از مصرف ترازودون ممکن است به خودی خود مرتفع نگردد و به عمل جراحی نیاز داشته باشد.

7- داروهای ضدافسردگی و تداخل دارویی
معمولاً مصرف الکل در زمانی که هر نوع داروی ضدافسردگی در حال استفاده باشد توصیه نمی‌گردد. داروهایی که بر کبد تأثیر می‌گذارند ممکن است باعث افزایش سطح اغلب داروهای ضدافسردگی در سیستم بدن گردند و این امر به نوبه  خود، اثرات خطرناکی نظیر مصرف بیش از حدّ دارو به همراه داشته باشد. این امر خصوصاً در مورد داروهای ضدافسردگی سه حلقه‌ای (TCAها) صادق است.
سایمتیدین (با نام تجاری تاگامت) که برای درمان سوزش سردل و ترش‌کردگی مصرف می‌شود می‌تواند اثربخشی بسیاری از داروهای ضدافسردگی مثل دسیپرامین، دوکسپین، ایمیپرامین، پاروکستین و سرترالین را افزایش دهد.
از سوی دیگر، کشیدن سیگار می‌تواند باعث کاهش اثربخشی برخی TCAها گردد. بعضی از TCAها ممکن است حساسیت پوست به نور خورشید را افزایش دهند. به طور کلّی توصیه می‌شود که بیمارانی که از این دارو استفاده می‌کنند، هنگام خروج از خانه، لباس‌هایی بپوشند که مانع تابش مستقیم نور خورشید به بدنشان شود. برخی داروها، مثل بعضی آنتی‌اسیدهای خاص، ممکن است اثر بخشی بعضی از SSRIها را کاهش دهند.
MAOI ها می‌توانند تداخل خطرناکی با سایر داروها داشته باشند و بدین خاطر به هنگام مصرف آن‌ها باید محدودیت‌هایی بر روی رژیم غذایی و مصرف سایر داروها اعمال گردد.

8- عوارض مصرف بیش از اندازه  داروهای ضدافسردگی
داروهای جدیدتر ضدافسردگی عموماً در صورت مصرف بیش از اندازه، خطرات کمتری از داروهای قدیمی‌تر دارند. بسیاری از این داروهای جدید باعث اثرات جانبی ناخوشایندی می‌گردند امّا معمولاً در صورت مصرف بیش از اندازه  تجویز شده از سوی پزشک، مهلک نیستند. در اغلب موارد، عوارض مصرف بیش از اندازه، مشابه اثرات جانبی دارو، امّا شدیدتر است.
داروهای ضدافسردگی سه حلقه‌ای (TCAها) در صورت مصرف بیش از اندازه، می‌توانند بسیار خطرناک باشند و احتمالاً باعث مرگ بیمار شوند. در صورت بروز هر یک از عوارض مصرف بیش از اندازه  دارو باید فوراً به پزشک یا مرکز درمانی مراجعه کرد. عوارض مصرف بیش از اندازه  داروهای ضدافسردگی عبارتند از:

  • تپش سریع قلب
  • تشنج
  • خشکی مخاط
  • پوست خشک و داغ
  • باز شدن مردمک چشم
  • بیقراری
  • توهم
  • فشار خون بالا
  • تپش نامنظم قلب (آریتمی)

عوارض مصرف بیش از اندازه  بوپروپیون که جزء NDRI هاست عبارتند از:

  • تشنج
  • توهم
  • از دست دادن تمرکز
  • تپش سریع قلب

مصرف بیش از اندازه  ونلافاکسین که جزء SNRI هاست ممکن است باعث عارضه‌ای نشود. امّا اگر عارضه‌ای داشته باشد به شکل خواب آلودگی، افزایش ضربان قلب، حافظه  ضعیف و لرزه  اندام‌ها (خفیف‌تر از تشنج) ظاهر می‌گردد. عوارض مصرف بیش از اندازه  نفازودون که یک تعدیل کننده  سروتونین است شامل فشار خون پائین و خواب آلودگی مفرط می‌باشد.

9- نکاتی در مورد مصرف داروهای ضدافسردگی در دوران بارداری
مصرف داروهای ضدافسردگی در دوران بارداری و دوران شیردهی مادر باید تحت نظر پزشک و با احتیاط ویژه صورت گیرد. اغلب داروهای ضدافسردگی ظاهراً ارتباطی با افزایش خطر نقص‌های هنگام تولد یا سقط جنین ندارند. امّا ذکر این نکته حائز اهمیت است که پاروکستین که جزء SSRI هاست احتمال بیشتری دارد که با نقص‌های هنگام تولد ارتباط داشته باشد و برخی داروهای ضد افسردگی نیز ممکن است با کاهش وزن نوزاد بی‌ارتباط نباشند.
مصرف اغلب داروهای ضدافسردگی ظاهراً در دوران شیردهی بلامانع است. با وجودی که مقداری از مواد دارویی از طریق شیر مادر دفع می‌شود امّا ظاهراً آسیبی به کودک نمی‌رساند. شایان ذکر است که مزایا و خطرات احتمالی داروهای ضدافسردگی باید برای هر بیمار به طور جداگانه ارزیابی می‌گردد. MAOI ها و داروهای ضدافسردگی سه حلقه‌ای احتمالاً خطرات بیشتری از SSRIها به همراه دارند. هر خانمی که داروی ضدافسردگی مصرف می‌کند و پرستار یا باردار است و یا برای باردار شدن برنامه‌ریزی کرده است باید با پزشک متخصص زنان و زایمان در این مورد مشورت کند.

10- نکاتی در مورد مصرف داروهای ضدافسردگی در دوران کودکی
فلوکستین که جزء SSRI هاست تنها داروی ضدافسردگی است که مصرفش برای کودکان بلا مانع تشخیص داده شده است، هر چند سایر SSRI ها (و فقط SSRI ها) نیز ممکن است برای کودکان تجویز گردند. با وجود این، چون اداره  دارو و غذا اعلام کرده است که مصرف داروهای ضدافسردگی، ممکن است خطر بروز افکار مربوط به خودکشی را افزایش دهد، مراقبت نزدیک از هر کودکی که داروی ضدافسردگی مصرف می‌کند به شدّت توصیه می‌شود.

11- نکاتی در مورد مصرف داروهای ضدافسردگی در دوران بزرگسالی
اثر بخشی داروهای ضدافسردگی در بزرگسالان مشابه جوانان است. هر چند بیماران مسن‌تر ممکن است نسبت به اثرات جانبی دارو حساستر باشند و بدین خاطر معمولاً بهتراست با اندازه  مصرف کمتری شروع به خوردن دارو کنند. اثر بخشی داروهای ضدافسردگی دراین بیماران ممکن است به زمان بیشتری نیاز داشته باشد. داروهای ضدافسردگی سه حلقه‌ای به خاطر اثرات جانبی‌شان برای بیماران مسن تجویز نمی‌گردند.

12- سوالاتی برای پرسیدن از پزشک در مورد داروهای ضدافسردگی
بیماران در صورتی که پرسش‌های خود را از قبل آماده کنند می‌توانند بحث معنی‌دارتری با پزشک خود در مورد وضعیت بیماریشان داشته باشند.سوالات زیر در همین رابطه تهیه شده است:

1- آیا مصرف داروهای ضدافسردگی برای وضعیت من مناسب است؟
2- داروهای ضدافسردگی دقیقاً چقدر وضعیت مرا بهبود خواهند بخشید؟
3- آیا مطمئنید که من به داروهای ضدافسردگی نیاز دارم؟
4- کدام داروی ضدافسردگی برای من مناسب است؟
5- اگر مصرف داروی ضدافسردگی اثربخش نبود، چه باید کرد؟
6- از کی باید منتظر بروز علائم بهبودی باشم؟
7- کدام اثرات جانبی را باید فوراً به شما اطلاع دهم؟
8- اگر اثرات جانبی دارو ازحدّ تحمل من فراتر بود، باید چه کنم؟
9- اگر تصادفاً یک نوبت مصرف دارو را فراموش کنم چه اتفاقی می‌افتد؟
10- اگر در دوره‌ای که داروی ضدافسردگی مصرف می‌کنم، باردار شوم چه اتفاقی می‌افتد؟

علائم هشدار دهنده افسردگی
 

 

بسیاری از مردم که اطلاعات کمی در مورد افسردگی دارند احتمالاً از این که بفهمند این بیماری می‌تواند باعث چه چیزهایی بشود متعجب خواهند شد. مردم اغلب فکر می‌کنند افسردگی یعنی «حس بد داشتن» یا «احساس غمگینی». آن‌ها نمی‌دانند که افسردگی می‌تواند باعث شود که فرد از یک تصمیم‌گیری ساده عاجز شود، 20 ساعت در شبانه‌روز بخوابد، یا بدون دلیل مشخصی شروع به گریه کند و نتواند جلوی خودش را بگیرد. بنابراین آشنایی با علائم افسردگی برای همگان اهمیت دارد.
علائم متداولی که به عنوان علائم هشدار دهنده  افسردگی در نظر گرفته می‌شوند به قرار زیرند:

1- تغییرات در سطح انرژی یا فعالیت

  • کاهش انرژی: این نخستین علامت است و تشخیص آن بسیار ساده می‌باشد. به طور خلاصه یعنی این که حس کنید به قدر هفته  گذشته یا ماه گذشته انرژی ندارید. نه این که تمام روز خسته باشید بلکه فقط انرژی کمتری نسبت به سابق داشته باشید. برای مثال، ترجیح بدهید بعد از خاتمه  کار روزانه، استراحت و مطالعه کنید تا این که به ورزش بپردازید.
  • خستگی: دومین مرحله بعد از کاهش انرژی. افسردگی می‌تواند باعث خستگی جسمی شود. خوابیدن و استراحت، شما را سرحال نمی‌آورد و حتی صبح‌ها پس از بیدار شدن از خواب هم احساس خستگی می‌کنید. این احساس خستگی در طول روز هم ادامه می‌یابد. ممکن است در محل کار که هستید فعالیت‌های کاری شما را به خود مشغول کند ولی بعد از آن که به خانه برمی‌گردید آنچنان احساس کوفتگی کنید که انگار قطار از رویتان رد شده است! خمیازه کشیدن، بدن را به این طرف و آن طرف کش دادن و چرت زدن از نشانه‌های خستگی است.
  • سستی و رخوت:  این عارضه  جدّی‌تری است. کسی که دچار افسردگی باشد ممکن است به طور غیرعادی بی‌حال و خواب‌آلوده باشد. و یا در حالت متداولتر، ممکن است ساعت‌ها بدون انجام هیچ کاری روی صندلی بنشیند. نه این که به چیزی واکنش نشان ندهد بلکه به انجام هیچ کاری علاقه‌مند نباشد و از نظر جسمی و روحی احساس سنگینی کند.
  • کاهش فعالیت: این ممکن است در نتیجه  کاهش انرژی، خستگی و سستی و رخوت باشد و یا آن که مستقل از این عوارض باشد. به هر حال، اگر سطح فعالیت‌های معمولی فرد شروع به کاهش کند این ممکن است از علائم افسردگی باشد.
  • بیخوابی یا پرخوابی: یکی از شایعترین علائم افسردگی بی‌خوابی است: دراز کشیدن ولی بیدار و نگران ماندن، ناتوانی در استراحت کردن، احساس تنش درونی داشتن و یا فکرهای مختلف کردن. پرخوابی عکس بی‌خوابی است. یعنی زیادتر از حد معمول خوابیدن. بی‌خوابی ممکن است فعالیت‌های روزانه شما را تحت تاثیر قرار دهد یا ندهد و یا ممکن است در ارتباط با سایر علائم، نشانه  وجود افسردگی در فرد باشد زیرا عوامل بسیاری می‌توانند موجب بی‌خوابی گردند. امّا پرخوابی، خود به خود نشانه  افسردگی است و فرد باید فوراً به روان‌پزشک مراجعه کند.
  • از دست دادن علاقه به فعالیت‌های لذت‌بخش و شادی‌آور: نام این علامت، خود به قدر کافی گویاست. مثلاً شما به طور معمول از والیبال بازی کردن با دوستانتان بسیار لذت می‌بردید و حال، دعوت‌ آن‌ها را رد می‌کنید. همیشه عاشق کارهای باغبانی و نگهداری از گل و گیاه بودید ولی امسال حوصله‌اش را ندارید.
  • کناره‌گیری اجتماعی: تشریح این عارضه، آسان ولی تشخیص آن دشوار است و بستگی به این دارد که فردی که شخصیت دوقطبی دارد در کدام حالت باشد. به عنوان مثال، چنین فردی گاهی علاقه  زیادی به میهمانی رفتن دارد و گاهی برعکس، ترجیح می‌دهد تنها در خانه بماند و کتاب بخواند. از سوی دیگر، شخصی که به طور طبیعی آدم گوشه‌گیری است، در صورت افسردگی گوشه‌گیرتر و انزواطلب‌تر می‌شود ولی چون به این خصلت شناخته شده بوده، تشخیص این علامت افسردگی در او دشوارتر خواهد بود.   

2- تغییرات فیزیکی
هر کس که فکر می‌کند افسردگی فقط با مغز افراد سروکار دارد یا تاکنون به افسردگی دچار نشده و یا از آن چیز زیادی نمی‌داند. افسردگی نه تنها بر روی ذهن انسان‌ها اثر می‌گذارد بلکه علائم فیزیکی مهمی نیز به جا می‌گذارد. برخی از آن‌ها را در بخش 1 ذکر کردیم (کاهش انرژی یا کاهش فعالیت) و در اینجا به برخی دیگر اشاره می‌کنیم.

  • دردهای تعریف نشده: یکی از نظریه‌هایی که در مورد علّت بدن درد در افراد افسرده وجود دارد این است که این افراد معمولاً به دلیل اختلال در خواب، استراحت کامل نمی‌کنند و از نظر جسمی دچار استرس هستند. خواب بدون استراحت (چه کم‌خوابی و چه پرخوابی) از مؤلفه‌های اصلی سندروم خستگی مزمن و فیبرومایلجیا (دردهای عضلانی و استخوانی گسترده که علّت آن هنوز ناشناخته است) می‌باشد. به علاوه، افراد افسرده معمولاً بیشتر از حدّ طبیعی دارای هورمون کورتیزول هستند که این به نوبه  خود با دردهای عمومی در بدن ارتباط دارد.
  • کاهش یا افزایش وزن
  • کم اشتهایی یا پراشتهایی: کم اشتهایی در شرایط افسردگی کاملاً شایع است. گاهی اوقات نیز افراد افسرده به عنوان مسکّن به غذا روی می‌آورند. بنابراین هم کاهش وزن و هم افزایش وزن می‌تواند از نشانه‌های افسردگی باشد. یکی از دلایلی که افراد به هنگام افسردگی به غذا و مخصوصاً غذاهای پرچربی روی می‌آورند این است که کربوهیدرات‌ها سطح سروتونین مغز را بالا می‌برند (سروتونین یکی از انتقال‌دهنده‌های عصبی است که زیاد پائین آمدن سطح آن به افسردگی ارتباط دارد). همچنین، افزایش کورتیزول نیز به عنوان یکی از عوامل ذخیره  نامناسب چربی در بدن انگاشته می‌شود.
  • بیقراری یا کندی روانی-حرکتی: بی‌قراری روانی- حرکتی عبارت است از افزایش فعالیت، بیشتر به دلایل ذهنی تا جسمی. نشانه‌های متداول آن شامل قدم زدن، پیچاندن یا فشار دادن دست‌ها، با انگشت روی میز زدن یا کف پا را به زمین زدن و سایر رفتارهای بدون وقفه  مشابه است. کندی روانی-حرکتی برعکس، به آهستگی فعالیت‌های فکری و جسمی اشاره دارد. در این حالت، کارهای معمولی مانند مسواک زدن یا غذاخوردن ممکن است به صورتی غیرعادی کند و با طمأنینه انجام شوند.

3- درد هیجانی (Emotional Pain )

  • غمگینی طولانی
  • گریه  غیرقابل کنترل و غیرقابل توضیح
  • احساس گناه
  • احساس پوچی
  • از دست دادن اعتماد به نفس
  • احساس ناامیدی
  • احساس بی‌پناهی

این علائم، به ویژه اگر تک تک در نظر گرفته شوند، منحصر به افسردگی نیستند. برای مثال، احساس بی‌پناهی ممکن است واکنش منطقی به قرار گرفتن در یک شرایط دشوار باشد. امّا در حالت افسردگی، احساس بی‌پناهی به صورت‌های زیر است:

  • آمیخته با انواع دیگر دردهای هیجانی
  • آمیخته با انواع دیگر علائم افسردگی
  • تداوم یافتن بیش از یک زمان معقول
  • شدیدتر بودن بیش از یک حدّ معقول

هر یک از عوارض بالا ممکن است به عنوان واکنش طبیعی به یک رویداد غم‌انگیز مثل مرگ نزدیکان یا از دست دادن کار پدیدآید امّا طولانی شدن بیش از حدّ آن باید به عنوان علائم احتمالی افسردگی مورد بررسی قرار گیرد. در نظر گرفتن این پدیده، به ویژه در افرادی که دارای سابقه  افسردگی هستند حائز اهمیت است.

4- حالت‌های روحی دشوار

  • تحریک‌پذیری: تقریباً همه این حالت را تجربه کرده‌اند. تحریک‌پذیری علت‌های بی‌شماری می‌تواند داشته باشد. یک سردرد، خواب بد، یک صورتحساب پیش‌بینی نشده، فرا رسیدن وقت دندانپزشک، و هر عامل استرس‌زای دیگری می‌تواند باعث آن شود. امّا هنگامی که دلیل واضحی برای این که چرا یک چیز کم اهمیت و کوچک باعث ناراحتی می‌شود وجود نداشته باشد و این حالت روزها و هفته‌ها در فرد باقی بماند، به احتمال زیاد افسردگی عامل آن است.
  • خشم: خشم نهایت تحریک‌پذیری است. یک فرد افسرده ممکن است بابت یک چیز کم اهمیت و یا حتی هیچ چیز به حالت انفجار برسد. اگر خشم دوام یافت یا ترساننده شد در اسرع وقت به فکر چاره باشید.
  • اضطراب و نگرانی. این به چند طریق ممکن است وجود داشته باشد. برای مثال، فردی ممکن است درباره بعضی موضوعات عادی روزمره، نگرانی وسواسی داشته باشد: قرص‌هایم تمام نشده؟ برای شام چه غذایی درست کنم؟ آیا به ماشینم بنزین زدم؟ مشکل دیگری از این حالت موقعی است که فرد در مورد تمام موضوعات اضطراب داشته باشد: باید به لوله‌کش تلفن کنم. اگر امروز نیاید چی؟ بهتر است صبح خیلی زود از خانه بروم، چون ممکن است ترافیک سنگین باشد یا وسط راه ماشینم پنچر شود. اضطراب ممکن است شکل عمومی‌تری نیز داشته باشد و همراه با افکار عجولانه باشد. معمولاً فرد مضطرب در حالت بی‌تصمیمی به سر می‌برد.
  • بدبینی: داشتن نگاهی منفی نسبت به همه چیز: هیچکس مرا دوست ندارد. امروز هم روز بد دیگری در پیش خواهد بود. شانسی برای استخدام شدن ندارم. در حالتی که بدبینی ناشی از افسردگی وجود داشته باشد، منفی‌بافی به صورت مبالغه‌آمیزی در می‌آید: دلیلی وجود ندارد که روز بدی در پیش باشد، بعضی‌ها شما را دوست دارند، و اگر افسرده نبودی شانس خوبی برای گرفتن کار داشتی.
  • بی‌تفاوتی: لباس‌های کثیف انباشته شده، صورتحساب‌ها پرداخت نشده و شما بی‌خیال هستید. دوستی به شما تلفن می‌کند و مشکلش را با شما در میان می‌گذارد. امّا شما فقط ساکت نشسته‌اید و گوش می‌کنید و حرف‌های او هیچ احساسی را در شما برنمی‌انگیزد.
  • خود انتقادی: هر کس اشتباه می‌کند. امّا فرد افسرده اشتباهاتش را بزرگ جلوه می‌دهد. «من امروز خسته به نظر می‌رسم.» تبدیل به «من زشت هستم» می‌شود. «من در محاسبه  موجودی حسابم اشتباه کرده‌ام.» به «من در ریاضیات کودن هستم.» تبدیل می‌شود. منفی بافی بیش از حد درباره  خود از علائم افسردگی است.

5- تغییر در الگوهای فکری
گرچه علائم زیر همگی تحت عنوان «تغییر در الگوهای فکری» دسته‌بندی شده‌اند امّا هر یک از آن‌ها می‌توانند آثار قابل ملاحظه‌ای بر روی رفتار انسان داشته باشند. این علائم چون بیشتر بر روی نحوه  کار کردن تاثیر می‌گذارند توسط همکاران زودتر قابل تشخیص می‌باشد:

  • عدم تمرکز: این به دو شکل امکان‌پذیر است. یکی این که صرفنظر از این که چقدر سعی می‌کنید نتوانید روی کاری که در دست دارید یا کتابی که در حال مطالعه‌اش هستید یا صحبت‌های سخنرانی که در جلسه‌اش حضور دارید و یا روی رژیم غذایی که در پیش‌ گرفته‌اند تمرکز کنید. از سوی دیگر، ممکن است توجه شما از موضوعی منحرف شود بدون آن که خودتان آگاهی داشته باشید تا وقتی که ناگهان به خود آئید. مثلاً ناگهان متوجه شوید که 20 دقیقه است که روی همین صفحه کتاب مانده‌اید. اوّلی رنج‌آور و ناراحت‌کننده است و دومی می‌تواند مشکلات زیادی برای فرد به وجود آورد. به هر حال، عدم تمرکز، وضعیت مهمی است که باید مورد بررسی قرار گیرد.
  • بی‌تصمیمی: امروز برای رفتن به سرکار چه لباسی بپوشم؟ کدام یک از این سه پروژه اولویت بیشتری دارد؟ بهترین روز برای وقت گرفتن از دکتر کی است؟ در حالت افسردگی، تصمیم‌گیری ساده هم ممکن است مشکل‌ساز گردد. و تصمیم‌گیری‌های پیچیده می‌تواند غیرممکن شود. هنگامی که بی‌تصمیمی با اضطراب همراه باشد، مواجه شدن با شرائطی که تصمیم‌گیری اجتناب ناپذیر است می‌تواند به هیستری بیانجامد.

مردم معمولاً فکر می‌کنند که فرد افسرده، آدم آرام و گوشه‌گیری است امّا چنین فردی وقتی در گوشه و تحت فشار قرار گیرد، می‌تواند واکنش‌هایی نظیر انفجارهای هیجانی نشان دهد.

  • مشکلات حافظه‌ای: این مشکلات می‌تواند در اثر تمرکز ضعیف بروز کند. یعنی شما به دلیل عدم تمرکز چیزی را که بهتان گفته شده است نشنیده‌اید و در نتیجه نمی‌توانید آن را به یاد آورید. امّا افسردگی می تواند مستقیماً نیز بر روی حافظه تاثیر گذارد به نحوی که چیزی که به فرد گفته شده، شنیده و یا خوانده است و یک زمان به یاد داشته بعداً فراموشش شود.
  • بی‌نظمی: این علامت، منحصر به افسردگی نیست. افرادی که به شیدایی خفیف (hypomania ) دچارند نیز معمولاً آدم‌های بی‌نظمی هستند. امّا در این حالت ممکن است فرد از این بابت احساس ناراحتی نکند. مثلاً شما علیرغم به هم ریختگی اتاقتان، دقیقاً می‌دانید که هر چیز کجا قرار دارد. امّا در شرایط افسردگی، بی‌نظمی فرد را ناراحت می کند و باعث می‌شود که او حتی احساس بدتری هم پیدا کند زیرا اگر افسردگی وجود نداشت اقلاً فرد می‌توانست برای حل این مشکل اقدام کند.

6- دل مشغولی به مرگ
هر چند سه موردی که در زیر آمده ممکن است به نظر سه عبارت مختلف برای یک چیز بیایند امّا در واقع، آن‌ها اشکال مختلفی از دل مشغولی به مساله مرگ هستند.

  • فکر مرگ:  فکر کردن درباره  مرگ ممکن است به شکل تصوّر و تخیل مرگ خود فرد باشد. برای مثال، فرد ممکن است خود را خوابیده در داخل قبر تصوّر کند. یا به اتفاقاتی که در مراسم خاکسپاریش می‌افتد فکر کند و یا درباره  این موضوع فکر کند که مردم پس از مرگش چه می‌گویند. یکی از عبارت‌هایی که مردم، بدون منظور خاصی، زیاد به کار می‌برند این است که «ای کاش مرده بودم.» امّا بیان این عبارت از سوی یک آدم افسرده باید جدّی گرفته شود، پیش از آن که افکار به واقعیت بپیوندد.
  • فکر خودکشی: در این حالت، بیان «ای کاش مرده بودم.» کم کم به فکر کردن درباره  تحقق آن پیش می‌رود. فرد افسرده ممکن است در رویارویی با یک اتفاق پراسترس به فکر خودکشی بیافتد و به طور واقعی برای این عمل برنامه‌ریزی کند. چه فرد برنامه  مشخص برای خودکشی در ذهن داشته باشد و چه نداشته باشد، فکر کردن درباره  خودکشی باید بسیار جدّی گرفته شود. از جمله پرخطرترین عوامل برای انجام خودکشی می‌توان به تلاش قبلی برای خودکشی، حضور عوامل مهم استرس‌زا در زندگی و دسترسی به اسلحه اشاره کرد.
  • احساس مرگ: کسی که احساس مرگ یا بریدن از زندگی می‌کند، گروهی از علائمی که در 5 بخش قبل ذکر شد را به همراه دارد. این علائم عبارتند از:
    • ناامیدی
    • بی‌تفاوتی
    • از دست دادن علاقه به فعالیت‌های لذت‌بخش
    • سستی و رخوت
    • کناره‌گیری اجتماعی

به علاوه، فرد ممکن است خود را صرفاً در جایگاه یک «ناظر» نسبت به اتفاقاتی که پیرامونش می‌افتد حس کند. احساس «پشت سر کسی ایستادن» و نگاه کردن به اتفاقاتی که می‌افتد.

نتیجه‌گیری
علائمی که ذکر شد، به ندرت به صورت منفرد حضور دارند و معمولاً ترکیبی از آن‌ها در فرد افسرده وجود دارد. برای مثال، ممکن است این علائم در یک نفر وجود داشته باشد:

  • گروه 1- تغییر در سطح فعالیت
    • خستگی
    • بیخوابی
    • سستی و رخوت

  • گروه 2- تغییرات فیزیکی
    • دردهای تعریف نشده
    • بیقراری روانی- حرکت

  • گروه 3- درد هیجانی
    • از دست دادن اعتماد به نفس
    • احساس بی‌پناهی
  • گروه 4- حالت‌های روحی دشوار
    • تحریک‌پذیری
    • اضطراب و نگرانی  
  • گروه 5- تغییر در الگوهای فکری
    • بی‌تصمیمی
    • بی‌نظمی

و هیچ علامتی از گروه 6، یعنی دلمشغولی به مرگ وجود نداشته باشد. فرد افسرده  دیگری ممکن است ترکیب کاملاً متفاوتی از این علائم را داشته باشد. نکته  مهم این است که باید نسبت به علائم هشدار دهنده  افسردگی شناخت داشته باشیم تا بتوانیم آن‌ها را، در صورت وجود، در خودمان یا اطرافیانمان هر چه زودتر شناسایی کنیم و به موقع نسبت به درمان اقدام نمائیم.

اشتروت

بارزترین علامت اختلالات عاطفی ، تغییرات و نوسانات اخلاقی است که به شدت با اخلاق افراد

سالم ،فرق دارد و به صورت های افسردگی و یا خوشحالی زیاده از حد تظاهر می کند .

تعداد افراد مبتلا به اختلالات عاطفی کمتر از اسکیزوفرن نیست ، در مجموع 5 درصد جنون افسردگی

، جنون عاطفی دو قطبی یا مانیک – دپرسیو و جنون پیری  داشته اند.

 

تعدادی از افراد افسرده و یا مانیک ، علائمی از قبیل اختلالات ادراک ، تفکر و رفتار ظاهری دارند

که معمولا" به صورت توهم ، هذیان و تمایل به کشتن خود و دیگران ظاهر می شود . البته مبتلایان

به اختلالات عاطفی کمتر دچار اختلال شخصیت می شوند.

 

طبقه بندی اختلالات عاطفی

تلاش جهت طبقه بندی اختلالات عاطفی به یک قرن پیش از میلاد مسیح باز می گردد ، تا اینکه پزشکان

فرانسوی در قرن نوزدهم قدمهای بیشتری برداشتند ، آنها مشاهده کردند کهمی توان این دو قطب مخالف

احساسی را دریک فرد یافت .

 

بیماری مانیک – دپرسیو

این بیماری در زنان بیشتر از مردان شیوع دارد.  عده ای از روانشناسان عوامل هورمونی را در ایجاد

این بیماری موثر می دانند.گاهی حملات افسردگی و یا مانیا در دوران حاملگی و یا بلافاصله بعد از زایمان

رخ می دهد.

سن متوسط بیماری در بیماران مانیک – دپرسیو حدود 40 سالگی است .. تعداد افراد متاهل مبتلا به این

بیماری بیشتر است. در بیش ار 70 درصد این بیماران ، اولین حمله با افسردگی شروع می شود.

مدت متوسط افسردگی یک سال و مانیا شش ماه است. فاصله بین حمله ها 3 ماه تا  10 سال است .

 

حملات افسردگی

شدت حملات افسردگی در بیماری مانیک- دپرسیو را میتوان به سه درجه تقسیم نمود:

1. افسردگی ساده        2. افسردگی حاد        3. افسردگی بهت زده

البته درطبقه بندی جدید روانشناسان به 3 نوع دیگر نیز اشاره نموده اند :

1. افسردگی پیری      2. سیکلوتیمیک         3. دیستیمیک

 

افسردگی ساده : در این درجه از افسردگی ، فرد تا حدی غمگین و مضطرب است و نسبت به مسائل زندگی

بی علاقگی و بی تفاوتی از خود نشان می دهد. احساس گناه و بی حوصلگی می کند و حرفهایش یکنواخت

و خسته کننده است . قوای عقلانی او مانند هوش ، حافظه و.... دست نخورده است.ودچار هذیان و توهم

نمی باشد. بیمار سعی می کندکه با افسردگی خود مبارزه کند.

 

افسردگی حاد : حالات بارز بیمار عبارتند از استیصال ، به بن بست رسیدن در زندگی ، غم سنگین ، احساس

درماندگی و بیچارگی بسیار شدید و ....

فرد دچار 2 واکنش جسمانی می گردد : یکی اینکه بیمار مدتها غمزده و بی توجه به خود و دیگران در

 گوشه ای می نشیند و یا می ایستد . دوم اینکه دائم قدم می زند ، راه می رود دستها را به یکدیگر می مالد

، موهای خود را می کند و یا با لباس خود بازی میکند.

چهره فرد زرد وتکیده است ، کم حرف می زند و گاهی مانند عقب ماندگان ذهنی می نماید.

بیمار از نقصان در هوش ، حافظه عدم تمرکز حواس وفکر شکایت می کند و البته این ناشی از آنستکه این بیماران نیروی زیادی را صرف درمان بیماریشان می کنند. اغلب آنها از بیخوابی رنج می برند. افسردگی این افراد

بیشتر در صبح است تا اوقات دیگر روز . این بیماران نسبت به دردهای جسمی حساس هستند.

در حدود 75 درصد بیماران مبتلا به افسردگی حاد به خود کشی فکر می کنند  و 10 تا 15 درصد

آنها به این امر اقدام می کنند.

 

افسردگی بهت زده : این حالت ، شدید ترین درجه افسردگی است ودر تعداد معدودی از انسانها دیده می شود.

بیمار بهت زده اگر درمان نشود ، مدتها بی حرکت و بدون هیچ گونه واکنشی می مانند و حتی باید  با وسایل

پزشکی به او غذا داد.

 

در هر درجه از افسردگی ، غالبا" حالت خشم وجود دارد و روانشناسان  افسردگی را خشم فرو خورده نامیده اند.

 

افسردگی پیری : این اختلال در دوران پیری رخ می دهد  و حالات بارز آن افسردگی ، اضطراب ، بیقراری ،

بی اشتهایی و بیخوابی شدید  است.

دوران این بیماری در زنان بین سنین 40 تا 55 سالگی ودر مردان 50 تا 65 سالگی می باشد.

در زنان  یائسگی و در مردان تقلیل قدرت جنسی و محرومیتهای شغلی مانند  باز نشستگی می توانند عوامل

بروز دهنده باشند .

 

اختلال سیکلوتیمیک : حالت بارز این بیماری ، اختلال خلقی مزمن است  که حداقل 2 سال طول می کشد .

علائم این بیماری :

1. احساس عدم ارزش .

2. دوری کردن از جامعه و اجتماعی بودن شدید .

3. احساس ارزش داشتن زیاده از حد .

4. خواب زیاد و کم خوابی .

5. فعالیت زیاد و کم خوابی .

کم شدن توجه و دقت ، همزمان با دقت زیاد ، خلاقیت و توجه افراطی.

در این اختلال برخلاف مانیک – دپرسیو فرد دچار توهم و هذیان نمی گردد. و بیماران معمولا " به الکل و

داروهای آرامبخش به صورت افراطی اعتیاد می یابند.

اختلال دیستیمیک : صفت بارز این بیماری ، اختلال  مزمن در خلق و یا فقدان علاقه و لذت در تمام فعالیتهای

معمولی و سرگرمیها و تفریحات روزمره است .ولیکن جزء افسردگیهای عمده نیست.  اگر این بیماری ،

حداقل 2 سال در بزرگسالان و 1 سال در کودکان ادامه یابد ، جزء این طبقه است .

 

حملات مانیک

واکنشهای مانیک نیز به 3 دسته تقسیم شده است که عبارتند از :

1. هیپومانیا       2. مانیا حاد       3. مانیا هذیانی .

 

هیپو مانیا : در این درجه ، که خفیف تریت حالت مرضی است شخص به صورت فردی پر نیرو ، اجتماعی

با اعتماد بنفس ، خوش برخورد و پر کار می نماید . او مدام صحبت می کند ، در جمع متکلم وحده است ،

البته ممکن است واکنشهای غیر عادی مانند اعمال جنسی شدید و انحرافی از او سر بزند  ولی بعد از انجام

آن احساس گناه و پشیمانی می کند.

هیپومانیا از این جهت با خوشحالی سالم تفاوت دارد که در اثر کوچکترین محرومیتی ، جای خود را به افسردگی

می دهد .

 

مانیا حاد : حالات فرد شامل  ، خوشحالی زیاد ، سر حال بودن شدید ، سرعت در تفکر ، تکلم توام با حالات جسمی

است. بیمار دائم می خندد ، می رقصد ، می دود ، آواز می خواند و شوخی می کند .

ممکن است دچار حالات خود بزرگ بینی مانند داشتن قدرت ، ثروت ، زیبایی و هوش گردد .

چنین فردی معمولا" مهربان است و دوستانه رفتار میکند ولی با افزایش فعالیت کم تحمل ، بد دهن ، مسخره کن

پرخاشگر می شود . در برخی از این بیماران گریه و سایر علائم افسردگی نیز دیده می شود.

این افراد توجهی به نتایج رفتارشان ندارند ، او هرچه پول دارد خرج می کند ، با دیگران بی جهت می جنگد ،

و یا در انظار  حرکات و اعمال جنسی انجام می دهد .

 

مانیا هذیانی : شدیدترین حالت هیجانی مانیک است . در این وضع ، بیمار مدام فریاد می زند ، به قهقهه

می خندد و باسرعت صحبت می کند  ، لباسش را پاره می کند و دچار هذیان بزرگ منشی می گردد.

 

عوامل ایجاد کننده اختلالات عاطفی

بیماریهای عاطفی ، اساس ارثی و جنبه های فیزیولژیک و بیو شیمیایی دارند. بررسی دو قلوهای همسان

تایید کننده عامل وراثت می باشد. در خصوص عوامل بیوشیمیایی برخی میزان نوراپینفرین و عده ای نیز

تغیر در سطح سروتونین را در ایجاد این حالات موثر می دانند.

فروید عوامل افسردگی را از دوران کودکی ناشی می داند. به نظر وی پیدایش افسردگی مراحلی دارد ، هر

انسانی در اول ، شخصی را که از دست  رفته است ، درونفکنی کرده و سپس با او همانند سازی می کند.

بعد از درونفکنی ، از فرد از د ست رفته متنفر می شویم و ناراحت که چرا ما را رها کرده است.

در ضمن بدلیل گناهی که در مورد وی انجام داده ایم دچار احساس گناه ی شویم .و وارد مرحله عزاداری

می شویم. خاطره فرد را آنقدر مرور می کنیم و از تصویر او جدا می شویم. و برون فکنی کم کم از بین می رود.

در صورتی که فردی از این مسیر طبیعی ذکر شده منحرف شود در نتیجه دچار ملامت و سرزنش گشته

و در نهایت دچار افسردگی می گردد.

روانشناسان یادگیری اختلالات عاطفی را بر اثر آموختن پاسخهای ناکافی برای روبرو شدن با مسائل

زندگی و یا نیاموختن پاسخهای لازم برای حل مشکلات زندگی است.  افسردگی به دلیل محرومیت مداوم

 واحساس بیچارگی و یا ناتوانی اکتسابی ایجاد می شود. رئانشناسان شناختی علت اصلی افسردگی را طرز

تفکر افراد می دانند . فرد افسرده به این دلیل دچار افسردگی می شود که استدلالش و منطقش در مورد

مسائل ، اشتباه و نارسا است .

البته شایان ذکر است عوامل فرهنگی – اجتماعی مانند وضع زندگی خانواده ، ثبات شغلی ، وضع اقتصادی

با واکنشهای عاطفی ارتباط نزدیک دارد

 

 

اختلال خـُلقی یا بیماری عاطفی چیست؟  ( قسمت اول )

گروهی از ناراحتی ها و بیماری های روانی را اختلالات خلقی می گویند. تقریباً این نوع اختلالات و مشكلات روانی از شایعترین انواع ناراحتی های روانی است كه در تمام سنین دیده می شود . این اختلالات روانی ممكن است از خفیف ترین شكل آن مثلاً یك نوع افسردگی خیلی ساده و جزئی و گذرا باشد یا از نوع حالت های خیلی شدید ، پیشرفته ، طولانی و عود كننده. این گروه از بیماری های روانی ممكن است با علت شناخته شده و معلوم عارض شود. مانند افسردگی های شدید به دنبال از دست دادن عزیزان یا اتفاقات ناگوار و یا ورشكستگی های مالی.

اختلالات خُـلقی شامل بیماری های زیر می باشد مانند:

 افسردگی (Depression) ، اضطراب (Anxiety ) ، اختلالات دو قطبی (Bipolar disorder)،  خـُلق متغیر و افسرده و یا شاد.

اصولاً خـُلق در افراد سالم و نرمال ، در حالت معمول و طبیعی قابل كنترل توسط خود فرد است  ولی چنانچه خُـلق توسط  شخص ، غیر قابل كنترل باشد تغییر خلق عارض می شود . اگر خلق بالاتر از حد متعادل برود حالت سرخوشی ، و اگر از حد متعادل پایین تر بیاید افسردگی عارض می شود . پس شخص عادی قادر به كنترل عواطف خود است ولی فرد بیمار، اختیار و كنترل بر عواطف خود ندارد.

البته ممكن است علائمی كه در افزایش خلق یعنی حالات سرخوشی ، و علائمی كه در كاهش خلق یا افسردگی ذكر شد در یك فرد ، در ادوار مختلف زندگی مشاهده شود كه البته این دو گروه ، علائم هم زمان نمی باشند . ممكن است هر تعداد از علائم در دوره ای مخصوص به خود ، در فرد ظاهر شود یعنی تعدادی از علائم ، مربوط به بالا بودن خـُلق در حالت سرخوشی ، و گروهی از علائم مربوط به پایین بودن خلق یا حالت افسردگی در فرد مشاهده شود واگر در فردی این حالات به تناوب عارض شود و عود كننده باشد این حالت را اختلال خـُلقی دو قطبی – یا خـُلق ادواری می نامند كه مرحله شدید آن را در گذشته "جنون ادواری" می گفتند .

میزان شیوع اختلالات خلقی

اختلالات خلقی بخصوص افسردگی ، از شایعترین بیماری های روانی است ، به طوری كه احتمال بروز آن برای خانم ها حدود 20%  و برای آقایان 10%  است و احتمال بروز نوع دو قطبی برای مردها و زن ها در حدود 1% است . البته در خانم ها كمی بیشتر از آقایان می باشد. از نظر ارثی در خانواده هایی كه یكی از بستگان آنها دچار این بیماری هستند، احتمال بروز آن بیشتر می شود. در دوقلوها و بخصوص در دوقلوهای یك تخمی این احتمال بیشتر می شود. اگر یكی از والدین ، مبتلا به بیماری اختلال خلقی باشد احتمال بروز در هر یك از فرزندان  آنها 27% است و اگر، هم پدر و هم مادر گرفتار باشند این میزان حدوداً به دو تا سه برابر افزایش می یابد.

علت شناسی

علت را در این بیماری ، نظریه های بیولوژیك ذكر می كنند كه خود شامل عامل توارث مثل اكثر بیماری ها  و عامل روانی اجتماعی ، اختلالات بیوشیمیایی است ؛ مثلاً اختلال در ترشح  برخی از ترشحات سلول های عصبی مغز كه در انتها و فواصل اتصالات آنها وجود دارد . این ترشحات عامل اصلی نقل و انتقال پیام ها و تحریكات عصبی از رشته های عصبی است مانند ترشح  نوراپی نفرین و سروتونین . بیش از همه ، این دو عامل در فیزیوپاتولوژی اختلالات خلقی مطرح است ، به طوری كه بیماران افسرده دچار كمبود نسبی سروتونین مغز هستند. از دیگر مسائل برانگیزاننده اختلالات خلق ، تعادل آب و الكترولیت ها است. از عوامل دیگر ، اختلالات عصبی – غددی است كه ناشی از ناهنجاری های قسمت هایی از مغز است.

انواع اختلالات خلقی یا بیماری های عاطفی:

اختلالات خلقی یا بیماری های عاطفی بسته به نوع و شدت علائم ، به انواع مختلف تقسیم بندی می شوند كه عبارت اند از :

الف : اختلالات خلقی از نوع دو قطبی كه در گذشته آن را جنون ادواری می نامیدند.

این بیماری همان طور كه از اسم آن مشخص می شود از دو حالت یا دو دوره تشكیل می شود . هر دوره از بیماری ، درمان خاص و مربوط به خود را دارد. به طور كلی در این بیماری دو گروه علائم دیده می شود.  یكی علائم مربوط به دوره افسردگی و دیگری دوره مربوط به افزایش یا بالا رفتن خلق و یا حالات مانیا (Mania) . البته گاه ممكن است در فاز مانیا علائم دوره افسردگی به طور خفیف و كوتاه مدت و گذرا دیده شود ولی اصولاً دراین دوره از بیماری ، خلق بیمار بالا می باشد.

ادامه دارد ...

 

علائم بیماری اختلال خـُلقی چیست ؟

اختلال خلقی یا بیماری عاطفی چیست؟  ( قسمت دوم )

در قسمت قبل به تعریف یكی از اختلالات خـُلقی یعنی خلق ادواری پرداختیم . اینك به معرفی علائم مربوط به دوره ی افسردگی یا كاهش خـُلق ، و دوره ی افزایش خُلق  می پردازیم.

ب : دوره افسردگی یا دوره كاهش خلق:

در دوره ی افسردگی ، علائم كاهش فعالیت های روانی جسمی مشاهده می شود و شدت و ضعف این علائم با خفیف بودن یا شدید بودن بیماری فرق می كند. در بیماران با كاهش خـلق یا خلق افسرده ، كلیه تظاهرات جسمی روانی فرد كاهش می یابد. عدم احساس لذت، كاهش انگیزه ، احساس بی مقداری ، غمگینی ، پوچی و بی ارزشی مشاهده می شود . حدوداً در دو سوم این بیماران ، افكار و تمایلات خودكشی دیده می شود و متأسفانه حدود 10 تا 15% افراد در اقدام به خودكشی موفق بوده و به زندگی خود خاتمه می دهند.

در 80% این بیماران اختلال خواب مشاهده می شود. ممكن است شب ها خیلی دیر و به سختی به خواب روند و صبح خیلی زودتر از حد معمول بیدار شوند و یا اگر زود بخوابند خیلی زود بیدار می شوند و دیگر نمی خوابند و یا اصولاً خواب پیوسته و آرام ندارند. ناآرامی و آشفتگی خواب و كابوس هم ممكن است دیده شود ، بخصوص اگر افسردگی اضطراب نیز وجود داشته باشد . اصولاً ناآرامی در خواب و كابوس شبانه بیشتر در اضطراب دیده می شود. بیماران افسرده ، كم اشتها و بی اشتها هستند . ممكن است كاهش وزن داشته باشند. این بیماران ، آرام ، ساكت ، گوشه گیر ، كم تحرك ، و نسبت به مسائل روزمره بی تفاوت هستند.

در بالغین ممكن است در برخی از بیماران به جای كاهش خواب و خوراك ، افزایش خواب و پرخوری مشاهده شود. یكی دیگر از علائم ، كاهش حافظه است ؛ همین طور اختلال در قضاوت و بینش . اصولاً دو سوم افراد افسرده ، به خودكشی فكر می كنند و تقریباً 10% تا 15% بیماران افسرده موفق به خودكشی می شوند. این بیماران در فاز شدید افسردگی ، در حقیقت حال و توان اقدام به خودكشی را ندارند گرچه تمایلات خودكشی را دارند و معمولاً وقتی بیماری حالش بهتر می شود و از كندی علائم حركتی روانی بیرون می آید اقدام به خودكشی می نماید ، بخصوص اگر در این موقعیت ، بیمار تنها باشد ، لذا در این مواقع باید مراقبت بیشتری از او به عمل آید.

این بیماران علاوه بر افكار و تمایلات خودكشی ، افكار دیگركشی نیز دارند به طوری كه بیشتر افراد مورد علاقه شان را ممكن است بكشند. مثلاً ممكن است فرزندشان را بكشند به دلیل این كه بعد از خودشان او زیردست دیگران نباشد ، یا حتی ممكن است همسرشان را بكشند. اینها معمولاً بعد از كشتن فرد مورد علاقه شان خودكشی می كنند. بیماران افسرده در مواقع شدید دچار اختلال شناختی می شوند و فراموشی كاذب و موقت پیدا می كنند كه بعد از درمان و به دنبال بهبودی ، این حالات به كلی برطرف شده و هوشیاری شخص به طور چشمگیری به حالت طبیعی برمی گردد.

پس به طور خلاصه می توان علائم افسردگی را به شرح زیر برشمرد:

بی علاقگی و احساس لذت نبردن؛ فقدان واكنش به محرك های خوشایند ( یعنی هیچ چیز این بیماران را خوشحال نمی كند) ؛ احساس غم زدگی به طور روزانه بخصوص در ساعات صبح  ( بعضی از بیماران می گویند دلشان نمی خواهد كه صبح از خواب بیدار شوند) ؛ بیداری در صبح خیلی زود ، حداقل دو سه ساعت زودتر از حد متداول ؛ كـُند شدن فعالیت های روانی جسمی ؛ كم شدن وزن و اشتها؛ اختلال در درك ، مثل هذیان و توهم ؛ خودكشی و دیگركُشی كه این دیگر كشی از راه  ترحم می باشد. پاسخ این بیماران به درمان های متداول ضد افسردگی بسیار خوب و مناسب است. دوره خـُلق بالا یا مانیا:

در این دوره برعكس افسردگی ، تمام فعالیت های حركتی - روانی فرد مبتلا ، در جهت افزایش است . از نظر ظاهر،  برخلاف بیماران افسرده كه كم تحرك و ساكت بودند این بیماران هیجان زده ، بی قرار، تحریك پذیر ، پرحرف ، فعال و پر جنب و جوش هستند. هر چند این تحرك و فعالیت و جوشش ممكن است نادرست و نابجا باشد . به طور خلاصه می توان علائمرا در این بیماران به شرح زیر بیان نمود:

1- افزایش فعالیت، هیجان زده و تحرك پذیر

2-خلق بالا یا مانیا :خُـلق این بیماران بالا است  و معمولاً خیلی شاد و شوخ و خندان و پر تحرك هستند. ممكن است بی قراری و تحریك پذیری داشته باشند. البته ممكن است یك نوسان خلقی گذرا داشته باشند یعنی در حالی كه شاد و شنگول و پر جنب و جوش و پر نشاط هستند ناگهان افسرده شوند و گریه كنند .

3- در 75% بیماران ، اختلال درك به صورت هذیان و توهم دیده می شود. هذیان این بیماران ، هذیان "بزرگ منشی" می باشد یعنی اینها خودشان را از هر نظر برتر و بزرگتر می دانند و خود را یك شخصیت بزرگ مذهبی ، تاریخی  ، سیاسی ، حكومتی ، و یا دانشمندی والا و فهیم می دانند. ممكن است خودشان را به جای پیامبران و امامان بگذارند یا ممكن است بگویند از سوی خداوند مأموریت دارند و خودشان را با خدا مرتبط بدانند و بگویند از خداوند دستور می گیرند و برای اصلاح افراد جامعه و بشریت آمده اند .

4- هذیان گزند و آسیب : این هذیان ثانویه است و متعاقب هذیان بزرگ منشی است ؛ مثلاً چون چنین بیمارانی خودشان را فرد اول مملكت یا پیشوای یك جماعت و یا فرستاده خداوند می دانند ، تصورمی كنند كه دشمن می خواهد به آنها گزند و آسیب برسد و فكر می كنند كه نقشه قتل و از بین بردن آنها را می كشند.

5- پرش افكار: این افراد پرش افكار دارند . یعنی وقتی صحبت می كنند ، هنوز جمله را تمام نكرده و مقصود خود را بیان ننموده ، موضوع دیگری را  شروع می كنند كه ربطی با هم ندارد. یعنی در حقیقت از این شاخه به آن شاخه می پرند.

6- پرحرفی یا آبشار سخن: این بیماران برخلاف بیماران افسرده كه حال و توان صحبت كردن ندارند ، پرحرف و وِرّاج هستند و مرتب صحبت می كنند و به اصطلاح متكلم وحده می شوند.

7- این افراد از نظر جهت یابی و حافظه مشكلی ندارند البته ممكن است با آگاهی ، جواب نادرست بدهند.

8- اختلال رفتار: در این بیماران اختلال رفتار زیاد مشاهده می شود و رفتارهای تحریك پذیر دارند . ممكن است حالت حمله و تهاجم به خود بگیرند و برای افراد خانواده خود و اطرافیان و جامعه مشكل ساز باشند.

9- قضاوت و بینش : بیماران با خلق بالا نمی توانند درست قضاوت كنند. این بیماران در این مرحله بخشنده و سخاوتمند و ولخرج می شوند ؛ اموال خود را بذل و بخشش می نمایند و یا ممكن است دست به انجام معاملاتی بزنند كه به ضرر خود و خانواده شان بشود. مثلاً ممكن است ماشین خود یا ملك خود را به قیمت بسیار ناچیزی بفروشند . البته باید دانست از نظر قانونی انجام این نوع معاملات باطل است و از نظر پزشكی قانونی ، این افراد در این دوره از  بیماری ممنوع المعامله می باشند و به قیم نیازمند هستند، چون كه بیمار در این مرحله بینش ندارد و انجام معاملات از روی بینش و عقل و منطق نیست.